83
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 19:26
برای سکوتهای خاکستری تو.......
84
-
تاریخ: 1401/11/9 ساعت: 19:26
اردیبهشت تونستم بعداز چندماه از یک فروپاشی روانی سخت خودمو نجات بدم، هر دقیقه زندگیم برام جانکاه و سنگین بود.الان که فکرشو میکنم که از چه حال بدی عبور کردم و الان چقدر تابآوریم بیشتر شده، چقدر قوی تر شدم.ولی بعداز چندماه درآستانهی یه فروپاشی دیگهام.هرروز با خودم مرور میکنم که زندگی درعین اینکه ارزش ...
80
-
تاریخ: 1401/10/10 ساعت: 21:40
روز های پراز خشم و غم و بهم ریختگی داریم.از همه حاشیه ها و اختلافات سرکار،تا پیداکردن خونه و بهم خوردن روتین روزانه،تا جابه جا شدن کلاس هام و اتفاق بدتر و فاجعه تر کشته شدن ژینا بود.کلا خشم و غمش همه چیز شست برد و ماموندیم.خلاصه اوضاع بهم ریخته اس.امروز تولدمه درعین حال که اصلا برام مهم نیست،باید یک...
81
-
تاریخ: 1401/10/10 ساعت: 21:40
شهریور سخت و پراز چالش تموم شد.توی کارم کلینیک این ماه ستاره شدم و حقوقم دوبرابر شد، راضیم و خوشحال.عمیقا خسته ام و این روزها بیشتر مراقب خودم هستم.اینترنت رو قطع کردن،اینستگرام و واتساپ رو فیلتر.فقط چند دقیقه ای نت داخلی وصل میشه،بعضی میدون و چهارراه ها حکومت نظامیه و پراز لباس شخصی و گارد.اما همچن...
82
-
تاریخ: 1401/10/10 ساعت: 21:40
«آیا تاکنون چشمانی را که در آنها خاکستر ریخته باشند دیدهاید؟ منظورم چشمانی است که در آنها آثار غمانگیز آرزوهای بیحاصل خوانده میشود. چشمانی که نمیتوان در آنها نگاه کرد.»u200f u2067 - سرنوشت یک انسانu2069؛ میخائیل شولوخف.u2069 Adblock test (Why?)
69
-
تاریخ: 1401/4/24 ساعت: 10:22
کلا دوتا کلاس باهم داشتیم، کلا یک بار هم بهمدیگه سلام نکردیم، بعداز دوسال پیام داده، میتونم موضوعی رو خدمتتون عرض کنم؟دوزاریم افتاد، گفتم لعنت به این اینستگرام که الکی ادم هارو دور هم جمع میکنه و احساس دوست بودن میده...گفتم بفرمایید...بعداز دو روز گفتم جناب، نمیشه ، مناسب هم نیستیم خدانگه دار.همیشه ...
62
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 18:56
زندگی یه جوری مچاله ات میکنه که هیچی، هیچی، هیچی...
63
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 18:56
پریشانی، بخشی ثابت از به تو نزدیک شدن است.به تو نزدیک میشوم پریشانی شروع میشود، از تو دور میشوم هم به نوعی پریشانی شروع میشود.چه برزخ بی انتهایی.من با تو، رو به روی تو نمیتوانم صحبت کنم.من با تو در جهان صحبت میکنم. در جهانی که میدانم تو را در خودش جا
64
-
تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 18:56
کاش میشد بی قید بود، کاش ترس از اشتباه نبود، کاش اینقدر محافظه کاری نبود، کاش کاش کاش.... خسته کننده ترین روزهای زندگیمه، نمیدونم این همه تعلل چیه. فقط میدونم که داره اسیب میزنه، همین، همین راکد موندن، لعنت به احساس های گذشته ای که اینقدر ادم رو عذاب میده لعنت. فقط باید دل به دریا زد، اما اما اما......
65
-
تاریخ: 1399/12/12 ساعت: 21:11
هم دوستش داری، هم دوستش نداری. هم آره، هم نه. هم دلتنگ میشوی، هم دلتنگ نمیشوی هم آره، هم نه. تردید،تردید،تردید..... میگفت تردید آدم رو از پا درمیاره. در تردید نمون، انتخاب کن و برو جلو. دقیقا همینجا، همینجایی که باید انتخاب کنی، سخت ترین کاره.جرئت میخواد، اعتماد به نفس میخواد، باید مسئولیت انتخابت ر...
66
-
تاریخ: 1399/12/12 ساعت: 21:11
مارا به سخت جانیِ خود این گمان نبود......
67
-
تاریخ: 1399/12/12 ساعت: 21:11
روزها عجیب میگذره، ادم های مختلفی میان و میرن. حالا خیلی محکم نه میگم. فکرها و حرفا پراکنده از ذهنم رد میشن. اصلا نفهمیدم چطور ۶ ماه از سال گذشت، چه روز هایی گذشت، واقعا ارزش اون همه سخت گرفتن و استر
68
-
تاریخ: 1399/12/12 ساعت: 21:11
خوبه ادم صداقت داشته باشه، زیرابی نره. چون دستش رو میشه، اون وقت ازچشم میفته، بدجور هم میفته. دارم سعی میکنم به ادم های اطرافم فرصت بدم، خوبی هاشون رو بیشتر ببینم و یاداوری کنم، دارم تمرین صبوری میکنم
61
-
تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 23:22
روزهای قرنطینه و فیلم و کتاب و بازی واستراحت و چک کردن خبرها، خبرها، خبر ها، خبرها...
51
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:38
روزهای عجیب و سخت و پرکاری رو میگذرونم. منِ جدیدی از خودم رو میبینم. نمیدونم و نمیخوام بدونم که دیگران چی قضاوتم میکنند.فقط تمرکزم روی آگاهیم، خودم ،احساساتم ومسئولیت زندگیمه.روزهایی که در اکنون زندگی میکنم.آرامش و تعادل زندگیم رو حفظ میکنم و سعی میکنم دیگران رو درک کنم و به همه ی داشته های زندگیم ع...
52
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:38
عاشق شدن دست ما نیست.هیچ احساسی در دستان ما نیست.احساسات، درست مثل یک حادثه اتفاق میافتند.ناگهانی و بی خبر.اما اگر آگاه باشید که رابطهی سالم و رفتار سالم چیست میتوانید متوجه شوید وقتی رابطهای بیمار
53
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:38
پیامِ ساعتِ دوازده و چهل و نه دقیقه شب/حرف های پراکنده/چایی دوم/صدای خنده بچها/چک کردن واتس اپ/مرتب کردن اکسل فردا/خنده های ممتد/حرف های منسجم تر/لبخند ناخودآگاه/نفس های عمیق/صدای شکستن تخمه/بی خوابی/حرف های ناگفته/صدای تپشِ ممتدِ قلب/ صدای تایپ /ذهن آشفته/معنای کلمه های گفته شده/ مفهوم کلمه های شنی...
54
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:38
ذهن آشفته/بی قراری/سردرگمی/فکر/فکر/فکر/بی قراری/سردرد/تردید/تردید/تردید/فکر های پراکنده/تپش قلب/حال مبهم/بی سرانجامی/نفس عمیق/تکرار/تکرار/تکرار/صدای ممتد تایپ.
55
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:38
روزهای رو میگذرونم که پراز تجربه اس. روزهایی که خودم انتخاب میکنم چجوری بگذره. من میگم زندگی فقط با انتخاب های ما جلو میره.تجربه کردن همه حس های مختلف از غم و شادی و عشق و تنفر و مهم تر از همه در حال
57
-
تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 14:38
روزها پشت سرهم میان و میرن.ادم ها توی ذهنم رد میشن.بی دلتنگی،بی تعلق.بیشتر ساعت های روزم سرکارم.شب ها خسته ام و این خستگی رو دوست دارم.همه ی فیلم های ندیده رو دیدم.آرامش ام بیشتره. باوجود همه بهم ریختگی بیرون،من اما سعی میکنم اختیار و تعادل و زندگی رو حفظ کنم.جبر زندگی،جبر دنیا و جبر جغرافیایی میتون...